تبليغاتX
انجمن ادبی سپیده فورگ

انجمن ادبی سپیده فورگ
 
قالب وبلاگ
 سخنی با ادیبان انجمن ادبی سپیده فورگ

 سلام  به انارهای دانه دانه ام .چهار فصلان گمنام که آموخته هایم یادبود شماست . طبعمان والاتر از آن است که به تشویقی ببازیم و به تنبیهی بشکنیم و حرمتمان زیباتر از آن است که از بد خلقی انتقاد آشکار نگردیم . بیایید به تو در توی واقعیت سری بزنیم آنجا که آدمی فدای شهرتش می گردد . به شور مزه گیمان سوگند که چیزی نمی خواهیم جز خواستن و همه چیز می خواهیم جز نخواستن که حق قانونی ماست . ما به شرجی نزدیک تریم و بندری ها نا سروده هایمان را بهتر می خوانند .  بچه ی خط استواییم و هوایمان نمی سازد با فروتنی های سرد .

گندمگونان عزیز ! به حرمت فقر وجدانمان را به چربی ها نفروشیم و با واژه های فلان استاد در فلان همایش خاطره نسازیم جز کنگره ی جهانی دردهایمان که جهان نیز گرفتار درد ماست . ما سرکش تر از آنیم که در هزار چوب قانون شعر بگنجیم باید پی ور دولا پهنای خود باشیم تا کوتاهش کنیم از رسم دانایی در بزرگداشت نادانیمان 

ما از نامعاصران چه دیدیم که از معاصران چه ببینیم ؟ آنکه چند لحظه پیش سرود دیگر معاصر ما نیست تا چه رسد که ساعت ها از عمرش گذشته باشد 

زاد روز ما امروز است و اما شعر : همان است که کارشناس نمی گوید و معاصران چاپ نمی کنند .

شعر : خودت هستی وقتی که راحت فکر می کنی

                                                           مسئول انجمن ادبی سپیده فورگ : رسول امیری

                                                مدیر وبلاگ : منصور اخگر

[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 19:44 ] [ ]
سرما شده رقص بندری می چسبد

در کوچه ی بن بست دری می چسبد

وقتی جگر از خون کسی لبریز است

شعری به زبان مادری می چسبد

[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 10:28 ] [ ]
کوچه مان تنش ورم کرده است

عابری ساده باورم کرده است

جاده میل قدم زدن دارد

شوق رفتن مسافرم کرده است

من تو را لحظه لحظه می فهمم

لحظه هایی که شاعرم کرده است

من که از سایه ها نمی ترسم

آفتابی فراترم کرده است

با همین حرفهای تو خالی

با همین سادگی خرم کرده است

[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 9:48 ] [ ]
امشب از هر شب دلم غمگین تر است

کوله بار درد من سنگین تر است

گر بکوبم شیشه ی قلبم به سنگ

رنگش از قوس و قزح رنگین تر است

[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 9:36 ] [ ]
من و پاییز فورگ هر دو یه رنگیم

دو تا مون عاشق یه دل تنگیم

زبس بوران غم بر ما تکیده

همه فکر می کنن یه تکه سنگیم

[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 9:23 ] [ ]
امروز سری به قایق سهراب زدم

نو بود

مثل روز نخست

صدایی شنیدم از ساحل :

من از این شهر گریزانم

قایقت جا دارد ؟

[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 20:31 ] [ ]
در بند نجاستیم و طاهر شده ایم

در مستند دروغ ماهر شده ایم

یک دخترشیشه ای مقوا می خورد

ما هم دلمان خوش است شاعر شده ایم

[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 21:22 ] [ ]
درست اندازه بگیر!
آدم ها هم قد خودشانند
نه هم قد تصورات تو

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 17:56 ] [ ]
شعرم را می خوانی می گویی روان پریش شده ام
قبول!
اما من فقط چشم های تو را می نویسم
تو
ساده تر
نگاهم کن!
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 7:52 ] [ ]
حال و روزم خراب
بیقرار تنفسی آزاد
و صدایی که آرامم کند
کمی خودت را نشان بده
فاصله مان فقط چند کوه است
نمی شود انکار کرد !
همه ی ما از پشت کوه به دنیا آمده ایم
گناهش بر گردن شناسنامه های ماست
[ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ] [ 10:57 ] [ ]
 

خوشمزه تر از بلال گندم هستی

خوش آب و هوا کلاس چندم هستی؟

یک بوسه ی بی کلاس مهمانم کن

ول کن نگران حرف مردم هستی؟

[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 20:18 ] [ ]
دیشب ماه گرفت

همه ناراحت شدند

و نماز آیات خواندند

یک عمر دل من گرفته

خبری نیست....!

[ جمعه بیست و سوم دی 1390 ] [ 20:13 ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

انجمن ادبی سپیده فورگ
امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک